خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خودم خواهم آموخت

وای بر آن دم که بمیریم و ببینیم که زیستیم به اشتباه

خدایا مرا آفریدی تا مرا بر من نشان دهی و ضعفم را در برابر شیطان ببینم که دیدم

خدایا بر من نشان دادی درد هجران با هزاران سوال بدون جواب و هزاران توجیه

خدایا گیرم که نفهمم

گیرم که عمری در گناه و غفلت بسر برم

به نــــــــــام خداوند بخشنده مهربان خدایم بخشنده و مهربان است

بنازم آن لحظه ای را که پس از مرگم با عظمت و جامعیت و کلیت و در یک کلآآآآآآآآآآآآم  خدائیت مواجه شوم و حقیقت را دریابم باکی از گناهانم نباشد زیراکه بنام خداوند بخشنده مهـــــــــــــربان

خدایا چه لذتی از این به که بینم تو را .خدایه من ای خالق من .در آن دم یاسرت لبخند زند بر جهله خود.بیند تورا مـــــــــــــــــرا چـــــــــــــــه غم.تو خالقه منی.مرا با هزار سواله بی پاسخ بر زمینت رها کردی که چه

خدایا تا بدان حد گمراه شدم که از مرگ بر دل حراس دارم.خدایا تا بدان حد گمراه شدم که تو را فراموش نمودم و اندیشه بندگانت درباره من از تو که خالق منی بر من مهمتر گشته.خدایا خدایا چرا آدم آن میوه ممنوعه را خورد

خدایا یاد آورم تو را بندگانی از تو که تو را شناختند و عمری با تو و به یاد تو و برای تو و در یاد و جستجویه تو زیستن

و یاسر با سر به زمین خورد.و من هر روز چون کبک سرم را در زیر برف برم غافل از اینکه دنیا (خدا)بیند مرا

 خدایا بنده ات منم که جاهلی نمودم که تو نه بندگانت مرا نابینند مبادا زان به که تو دمادم بینی مرا

خدایا تو از غفلتم تو از تنهاییم آگاهی .خدایا خدایا چه می کنی.

خدایا من بنده تو هستم.که هستم.ترسی ندارم هراسی نیست ولی خدایا عشقبازی نمودی با من گویمممممممممممممم که گمراه ترینممممممم که در آن دم که تو را شناسممم دیوانه ترین گردم

خدایا چرا .خدایا چرا

تن فیزیکی و جهانی فیزیکی و آیاتی الهی مرا دانشم را افزون نما0بار پروردگارا می دانم که هیچ نمی دانم

بار پروردگارا خدایا مرا زیبا  مرا زشت مرا غمگین مرا شاد مرا در پولووووو ثروت مرا در فقر و شهوت مرا در هرچه خواهی خوب غلتان ولی گمراه مگردان

خدایا

مهربانم

 خالقه من

 گهی ترسم 

 هزاران فحشو لعنت که سایر بندگانت سرایند بر یزیدت

 نماد شر   و    ظلمت   می فرستند خدایا کفر من این باشد مگر یزید بنده تو نیست مبادا من یزید دیگری گردم

بار خدایا مگر شمر   و یزید   و   هیتلر   و ... نباشند بنده تو

خدایا به حرمت  شیر مردان به حقه ان رسولت منم کم منم کم به حقه بیبی زینب به حقه نوگل یاس 

خودت دانی خدایا هر چه حق است منم سرشار غم در این فراغت خدایا من قسم خوردم شکستم

خدایا من گریستم باز لبخند خدایا من هزاران توبه کردم باز شکستم خدایا منم ناداااااانه جهلم تو خدایی

خدایا تو خدایی کن خدایی بس است بازی خدایا کم کن جدایی ندانم از چه فردا من زخواب شب بخیزم

روم سویه کار کار چیست کار برایه چیست روم سویه جنبشه سبزو  سفید و قرمز و رهبر شوم یا پیرو و ..........................خدایا من خودم دانم ز هزاران گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگاااااااااافففففففففففففف دادنهای خودخدایا بینمت گاهی تو دانی نیک دانی نیک بینی نیک خندی خدائیت بنازم خالقه عشقو صفاییمنو این شب دم ...غیره... تو یابی

خدایا دوست دارم پاک بازی بیاموز م که پاک بازمحسینه تو هزاران رهرو و عاشق بدارد بدان حرمت که نامت را سراید گمانم باشد او غیر تو هیچ دم حسینت گویم ای خالق حسینت غیر تو یکدم نخواااااااااااااااااااااست

تمام خاک دنیایش تمامه اهله بیتش که دست آموزش عشقه تو    یاد  خدا   

حسین با اهله بیتش شب وداع کردبر همان اشکی که در دم بر تو ریزیم ای امامم

خدایا بس کن بس کن بس کن تا کیییییییییییییییییییییییی جداییییییییییییییییییییییییییییییییی

تا کییییییییییییییییییییییی ندانم کاریوووووووووووووووووو دائم جدایی

خدایا مهربانی نیک دانم همین حالا بخواهم همین حالا بخواهم نیک خواهم تو را خواهم به جز تو من نخواهم

تو را خواهم به جز تو من نخواهم اگر مرگ است حله این معما رسان مرگرا ولی پاسخ معماست

تو را خواهم به جز تو من نخواهم همه بازی است جهان و اولیا و مستیو دوری و اشک و صد هزار اما وووو دوری امام حاضر و عشق و صفایت ( خدا یکی است)حضرته مسیح چرا شما اولیاء خدا نیک زیستید و نیک ماندیدو من   و من  و من امیدوارمو من امیدوارمو من امیدوارمو من امیدوارمو من امیدوارمو من امیدوارمو من امیدوارمو من امیدوارم

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1389/11/18    | توسط: یاسرحبیبی    | طبقه بندی: لالایی برای بیداری،     |
نظرات()